پرویز ثابتی هنوز هم ساواکی است!

پرویز ثابتی، رئیس سرشناس ساواک شاه، در اولین مصاحبه رادیویی خود پس از انقلاب، در تاریخ 7 فوریه 2012، به پرسش های مجری برنامه "افق" صدای آمریکا پاسخ می گوید. بسیاری می پرسند که چه اتفاقی افتاده است که چنین فردی ، با آن همه جنایاتی که در پرونده خویش دارد، در چنین شرایطی هویدا شده است ؟ پاسخ خود او شاید چنین باشد :"وقتی که رضا پهلوی ،صرفا بخاطر فرزند "اعلیحضرت"، رئیس و فرمانده من بودنش ، می تواند شنل رهبری "آزادیخواهان!" به دوش اندازد و برخی کسانی که ظاهرا "کمونیست" بوده اند نیز به دست بوسش می شتابند، حتما زمان قدردانی از من هم فرارسیده است ! پس:"چرا خجالت بکشم یا بکنم رودربایستی"؟
ظهور پرویز ثابتی در صدای آمریکا، البته نه بی مقدمه بود ونه احتمالا بی ارتباط با دیگر تحولات حول و حوش وفاداران رژیم سابق.بی مقدمه نبود، زیرا پیش تر، یکی دو ساواکی دون پایه ، در همین برنامه افق، از او همچون مرشد و مراد، تجلیل و قدردانی کرده بودند. خوب، وقتی هیچکس ، حتی ده ها شکنجه شده ساواک که هنوز فعالیت سیاسی هم دارند، اعتراضی نکردند ،گام دیگر طبیعتا مصاحبه با خودثابتی( البته به صورت غیر حضوری در برنامه) است و قدم بعدی هم، حضورش در استودیو و "هل من مبارز طلبیدن"ش می تواند باشد. تعجبی هم نخواهد داشت اگر با چنین زمینه سازی هایی ، ثابتی در آینده نزدیک ، همچون التزامش در رکاب شاه ،در کنار شاهزاده و "کنگره ملی "اش نیز، تجارب و تخصص"ارزشمند" خود را،بار دیگر در جهت "اعتلا"ی هرچه بیشتر ایران، به کار گیرد. به اعتقاد من ولی، اپوزیسیونی با رهبری رضا پهلوی، بزرگترین آرزوی جمهوری اسلامی است. زیرا هرلحظه که اراده کند می تواند میلیاردها دلار ارثیه او از پدر و خواهر وبرادرش (که خودکشی کردند) را ، به عنوان سرمایه های غیرقانونی خارج شده، مطالبه نماید و مشروعیت او و گروهش را زیر سوال برد .هرچند رضا پهلوی در مصاحبه ای مدعی شده است که هیچ سندی در مورد ثروت نجومی منتسب به پدرش وجود ندارد، ولی اردشیر زاهدی، به مثابه نزدیکترین مشاور ودوست شاه، در کتاب خود:"25 سال در کنار پادشاه"، دارایی او را بالغ برده ها میلیارد دلار عنوان می کند.
هم زمان ، کنفرانس"اتحاد برای دمکراسی" در بنیاد اولاف پالمه سوئد هم ، به ابتکار و مدیریت آقای شهریار آهی، دیگر چهره شناخته شده این نحله فکری، تشکیل گردید.
جالب ترین مطلبی که پرویز ثابتی دراین گفتگو عنوان میکند آن است که گویا او "همیشه با شکنجه مخالف" بوده و "در حد خود تلاش کرده که جلوی شکنجه را بگیر"د!!
همچنین با آنچه ثابتی ضمن مصاحبه ، در مورد غلامرضا تختی بر زبان راند ، ثابت کرد که اوسلوک "ساواکی" بودنش را همچنان، بی کم و کاست حفظ کرده است. او در بیان این که " تختی بخاطر ناتوانی و گرفتاری جنسی " اقدام به خودکشی کرد، مانند شیوه همکاران بعد از انقلاب خود،با سوء استفاده ازنوع نگرش جامعه ما به چنین موضوعاتی، سعی کرد به خیال خود ،خنجر کینه اش را در قلب خاطره تختی فرو کند. تختی هرچند خودکشی کرد، ولی این دشمنی ها با او ،نشان می دهد که مردم بدون علت نبود اگر انگشت اتهام در مرگش را، به سمت حاکمیت نشانه رفتند.
9ساله بودم که تختی خود کشی کرد. انبوه مردمی را بخاطر می آورم که دور بساط روزنامه فروش، جمع شده بودند ودر حالی که با خشم و تاثر به تصویر پیکر بی جان او بر روی صفحه اول روزنامه کیهان و اطلاعات نگاه می کردند، رژیم را قاتل او می نامیدند و می گفتند: "بی شرف ها اورا کشتند"!بعدها مشخص شد که این تعبیر همه مردم در سراسر کشور ازمرگ تختی بوده است. چنین واکنشی آیا چیزی جز نفرت بی کران شهروندان از رژیم را به نمایش می گذاشت؟ آیا ثابتی و دیگر اطلاعاتی های حکومتی،بیش از هرچیز، بر حسب تخصصشان، نمی بایست از این واقعیت ، پوسیدگی بی حد پایه های رژیم را نتیجه می گرفتند؟ آنها ولی نه آن زمان، بلکه همانگونه که می بینیم، هنوز هم چنین درسی از آن ماجرا نگرفته اند. وگرنه انتقام واکنش مردم را ، امروز ثابتی از تختی نمی گرفت. انگار که تختی خودش"وصیت" کرده بود که مرگش را به گردن دربار بیاندازند!!

در زیر تنهابخش مربوط به مصاحبه ثابتی در برنامه افق را، به صورت فشرده(دور تند) می توانید بشنوید:
در این لینک هم دو تصویر از کنفرانس مطبوعاتی پرویز ثابتی، در سال 1355 را می بینید.

video

۲ نظر:

ناشناس گفت...

اگر تختی از ناتوانی جنسی رنج میبرد، پس بابک تختی که آن موقع طفل خرد سالی بود از کجا آمده؟

تصور من براینست که همسر پرویز ثابتی عاشق غلامرضا تختی بوده و این یاوه های ثابتی بر اثر حسادت وی به تختی است.

نقل است که شاهپور غلامرضا به استادیوم ورزشی برای دیدن مسابقات کشتی میرود، کسی به او محل سگ هم نمیذاره. بعد تختی وارد میشه و مردم به احترامش از جا بلند شده وبرایش ابراز احساسات میکنند. مشاهدۀ این وضع به غلامرضا گران میآید و تصمیم به قتل پهلوان میگیرد. البته بعد از انقلاب، ایرانیها در فرودگاه رُم از شاهپور غلامرضا حسابی پذیرائی شایانی کردند. او را به روی زمین خوابانده وتو دهانش ریده بودند. اگه جناب ثابتی هم هوس گُه نوش جان کردن کرده، بهتراست در انظار ظاهر شود تا مردم چیزهای بدتر از گُه به خوردش بدهند.

ناشناس گفت...

آقای سیامک دهقان پور باآقای ثابتی مصاحبه کرده است. گناه ثابتی اینجا چیست؟ مگر او به صدای آمریکا التماس کرده که باهاش مصاحبه کند.پس چرا می گویی که او میخواهد خودش را مطرح کند. صدای آمریکا هم با مطرح شدن رضا پهلوی به عنوان آلترناتیو، خواست تا این وسط یک ضربه ای با این جنجال به او بزند.