خاکریزهای سیاسی

درمیدان رویارویی های سیاسی خاکریزهایی وجود دارند که محور مجادله می شوند وفروریختن آن ها نقش مهمی در تغییر پارادایم عرصه درگیری ایجادمی کند. دو نمونه مهم این خاکریزها در مباحث سیاسی زنده و روز میهنمان به اعتقاد من یکی "کودتای 28مرداد" است و دیگری "اصلاح طلبی" در ج.ا.ا. 
مورد اول: محافلی خاص در بین ایرانیان، سعی میکنند که پس از انقلاب 57 نیز، مانند سابق کودتا را "قیام ملی" جا بزنند. چند نفری هم با عنوان "مورخ" و "جامعه شناس" و غیره ، از افراطی ترین برداشت، یعنی همان قرائت "اعلیحضرت"ی از ماجرا، تا مواضعی معتدل ترنسبت به دکتر محمد مصدق، به قصد"کودتا" زدایی از 28 مرداد، دست به قلم شده اند. این تلاش ها با انتشاراسناد و اعتراف مقامات آمریکایی در مورد نقش "سیا" درکودتا، دچارمشکل شد ولی متوقف نگردید. به عنوان نمونه : داریوش بایندر، دیپلمات سابق و "تاریخ نویس" کنونی در مصاحبه ای که راجع به کتابش:"ایران و سی آی ای. بازبینی جریان سقوط مصدق" با هفته نامه اکونومیست داشته است، از "مادلین آلبرایت" ، جهت عذر خواهیش از ایرانیان، به خاطر انجام کودتا توسط سیا، انتقاد می کند. او در کتابش علت سقوط مصدق را قیام مردم علیه او عنوان کرده است.(به مقاله رادیو فردا با عنوان "ایران، سی آی ای ، بازبینی جریان سقوط مصدق" مراجعه کنید.25 اردیبهشت 1389). 
عباس میلانی هم درمقاله ای که به مناسبت "سالگرد کودتای 28 مرداد" در رادیو فردا به تاریخ 30 مرداد 89 منتشر شد ،می گوید:"...اگر شاه حق عزل نخست وزیر را داشت،پس کودتا کننده شاه و نیروهای وابسته به او نبودند. کودتا کننده مصدق بود". (مجموعه مقالات این صفحه رادیو فردا، دوسال قبل از آرشیوش ناپدید شد و میلانی هم احتمالا پس از انتشار اسناد جدید آمریکایی ها، آنگونه که از نوشته های بعدیش پیداست، شیوه برخوردش با مصدق را به ناچار تغییر داد ). 
محو کردن خاکریز"کودتای 28مرداد" آنقدر برای محافل فوق حائز اهمیت است که انتشار اسناد جدید نیز مانع تلاش آن ها در تحریف تاریخ نشد و هنوز به مهندسی اسناد و وقایع مربوط به آن ادامه می دهند.علت این همه حساسیت هم مشخص است:از میدان بدر کردن نیروهای ملی و مردمی و تبرئه کردن محافل و عوامل کودتا،با امید بازگشت دوباره شان به حیات سیاسی کشور. 
مورد دوم خاکریز"اصلاح طلبی" است که بخصوص بعد از ناآرامی ها واعتراضات دی ماه ، بیش از پیش مورد هجوم قرارمیگیرد. نیروی محرک و آگاه این حملات هم عمدتا همان محافل بالا هستند که یادرکسوتی افراطی، "اصلاح طلب " را هم بخشی از حاکمیتی معرفی می کنند که باید سرنگون شود ؛ و یا این که خود در قامت "اصلاح طلب"، منکر کارآمد بودن اصلاح طلبی درون حکومت می شوند. برخی ها درگروه اخیر برآنند که با ارائه راه کارهای ناشدنی و غیر قابل قبول برای حاکمیت، از قبیل "برگزاری رفراندوم تحت نظارت سازمان های بین المللی" و غیره، مخاطب را با شیب ملایم تری به همان نتیجه ضرورت سرنگونی برسانند. 
طراحان چنین سناریوهایی بر این باورند که با اشغال این خاکریز تنها یک قدم تا متقاعد کردن افکار عمومی به ضرورت "حمایت خارجی"برای سرنگونی فاصله می ماند.نوع این"حمایت" را هم احتمالا خواهند گفت که شرایط تعیین می کند. 
با آن که نظر سنجی های اخیر از بالابودن نرخ نارضایتی در بین اقشار گوناگون داخل کشور که فشارهای اقتصادی و اجتماعی را تحمل می کنند حکایت دارد ولی این امر هنوزمانع حضورآن ها در پای صندوق های رای نشده است . اقشاری که به روحانی رای دادند ،آن گونه که دیدیم با اعتراضات و تظاهرات دی ماه در شهرهای مختلف کشور همراه نشدند. صندوق رای هنوز هم از نظراکثرمردم سکانی است که امیدوارند آن ها را از توفان به در برد. ولی همه میدانند که بدون ایجاد تغییرات اساسی هرروز که بگذرد بخش های بیشتری از جامعه به رویکردهای رادیکال متمایل خواهند شد.

نفوذ روسیه در آلمان!

مصاحبه روزنامه اوکرایینی "آپاستروف"،امروز 2فوریه 2017 با نویسنده و روزنامه نگار آلمانی "بوریس رایت شوستر". 
 این مصاحبه حقایق جالب و تازه ای را از نوع رابطه روسیه و آلمان برملا کرده کمک می کند تا کمی بیشتر از کیفیت تعامل قدرتها با یکدیگر آگاه شویم: 

شبی در بازداشتگاه کلانتری

خرداد 1373 زمانی که تازه از سوئد به تهران بازگشته بودم ، یک روز بعدازظهر هنگام رانندگی ،با موتورسواری که یک طرفه می آمد تصادف کردم که در نتیجه پایش شکست وروانه بیمارستان گردید. من هم بازداشت شده به کلانتری واقع درخیابان آزادی، بین خوش و سلسبیل منتقل شدم .

بحران سوریه از نقطه نظر جغرافیای اقتصادی!

مقاله فوق از "باریس الستار"، در تاریخ 12.08.2016 در نشریه روسی "ژئو انرژتیک" منتشر شده است. ترجمه بخش های مهم مقاله: منطقه ای که سوریه در آن قرار دارد جای عجیبی است. سوریه تا شروع ناآرامی ها از منابع سوختی خود برای مصرف داخلی استفاده می کرد. همسایه آن ترکیه نه نفت کافی و نه گاز دارد؛ عراق که نفت و گاز دارد پس از "دمکراتیزه" شدن به شیوه آمریکایی گرفتاردولت ضعیف و تروریسم است؛ لبنان هم در عرضه مواد سوختی حرفی برای گفتن ندارد. در سال 2009 مصرو ترکیه توافق کردند که "خط لوله عربی" با عبور از سوریه به ترکیه برسد تا به خط لوله "نوباکو" وصل شود. خط لوله ای که قرار است گاز را از دریای خزر به اروپا برساند تا به عنوان آلترناتیو صدور گاز روسیه به اروپا عمل کند.

پنتاگون بر طبل جنگ می کوبد!

راشاتودی:"ژنرال آمریکایی می گوید که جنگ با روسیه برق آسا، کشنده و تقریبا اجتناب ناپذیر است"! ایندی پندنت از قول ویلیام هیکس مقام بلند پایه نظامی آمریکا می نویسد:درگیری نظامی آمریکا با چین و روسیه تقریبا حتمی است...ژنرال میگوید که دستاوردهای فنی نظامی چین و روسیه ،آمریکا را مجبور می کند تا برای عملیات نظامی در چنان ابعادی خود را آماده سازد که نیروی زمینی آمریکا بعد از جنگ کره بدان مبادرت نکرده است. همزمان مقام بلند پایه نظامی دیگر آمریکا ژنرال ژوزف آندرسون می گوید: کشورهای ستیزه جوی رقیب نظامی آمریکا موجودیت غرب را تهدید می کنند. او از روسیه در این ارتباط نام می برد. ژنرال مارک میلی فرمانده نیروی زمینی ارتش آمریکا هم ضمن اجتناب ناپذیر بودن درگیری نظامی اظهار داشت که دشمنان می توانند به برتری هوایی ارتش آمریکا نقطه پایان گذارند و به نیروی دریایی ما هم اجازه ندهند که خود را به میدان جنگ برساند. از این رو نیروی زمینی آمریکا باید شرایط دسترسی نیروی هوایی و دریایی به جبهه را فراهم سازد.

موذی گری های "بی بی سی"

بهداد سلیمی قهرمان وزنه برداری کشورمان و جهان در مسابقات المپیک دوبار  وزنه 245 کیلویی را بالای سر برد. بار اول او با دوچراغ قرمز و بار دوم با سه چراغ سفید داوران مواجه شد. در اقدامی عجیب ولی هیئت ژوری رای سفید داوران را باطل اعلام کرده ، او را از دسترسی به مدال طلا دور می سازد. به گفته سلیمی رئیس جهانی فدراسیون وزنه برداری در مقابل اعتراض وی می گوید که: "من میدانم حق با شماست ولی کاری از دست من ساخته نیست".
بنگاه خبری بی بی سی  که از منظر منافع استراتژیک میهنمان، وظیفه ای جز تضعیف ما ندارد، در همین عرصه ورزش هم با همه تلاشش در فریب افکار عمومی و ظاهر الصلاح نشان دادن خود، گاه دم خروس را در این جهت نمیتواند پنهان کند.

فیزیک و فلسفه در مقابل هم (بخش دوم)

بخش دوم مقاله فیزیکدان "ویکتور استنگر" با عنوان "فیزیکدان ها هم فیلسوفند" که در مجله Scientific American  به چاپ رسید و تارنمای علمی  Spectrum آن را در سال 2015 به آلمانی ترجمه کرد. استنگر در این گفتاربا اشاره به جنگ فیزیک و فلسفه ، تعابیربسیاری از فیزیکدانان برجسته در مورد پایان عمر فاسفه را رد کرده و روش های خود آنان را در تبیین تئوری هایشان، فلسفی می داند.(فیزیکدانان معروف استیون هاوکینگ و لئونارد ملودینف در کتاب مشترک خودThe Grand Design که در سال 2010 منتشرشد، اظهار داشتند که: فلسفه مرد!)
------------
زمانی که واینبرگر از تفسیر "واقع گرایانه" فیزیک کوانتوم  که در آن تابع موج، واقعیت فیزیکی را نمایش می داد  جانبداری می کرد بر اساس آن گفت که سازه های اصلی مدل ها، مثل میدان کوانتومی ، عناصر اصلی واقعیت هستند.
فیزیکدان نظری دیوید تانگ درسال 2012 درمجله Scientific Americanاز واینبرگر هم فراترمی رود و می نویسد:" ذرات مشاهده شده در آزمایشگاه  توهمی بیش نیستند و هر فیزیکدانی که آن ها را به منزله ذرات بنیادی معرفی کند ، ریا کار است...فیزیکدانان بنا بر عادت می آموزند که آجرهای ساختمان طبیعت ، ذرات غیر قابل تقسیم مثل الکترون و کوارک هستند. این یک دروغ است. آجرهای تئوری های ما ذرات نیستند بلکه میدان هستند که سیال و همیشگی در فضا گسترده است".
اطلاعات مشخص می کنند که یک مدل با واقعیت مطابقت دارد یا نه!
این جمله خود به وضوح یک حکم فلسفی است و آن را به سادگی پذیرفتن هم یک روش فلسفی غلط وناشیانه است.

فیزیک و فلسفه در مقابل هم

"هارالد لش" فیزیکدان آلمانی در مطلبی با عنوان:"آیا فیزیک می تواند جهان را توصیف کند" ، می گوید:
کتاب های زیادی  نوشته شده که از جایگاه علم مدعی توضیح خلقت اند(منظورش ظاهرا کتاب هایی مثل "طرح بزرگ" هاوکینگ- ملودینوف است). می گویند که اگر این یا آن موضوع را کشف کنیم ، بعد می توانیم یک تئوری بزرگ ارائه دهیم که همه جهان را تشریح کند( منظورش "Theory of everything" است) . آیا واقعا فیزیک می تواند آنگونه که این ها می گویند تمام جهان را توضیح دهد؟...کار دانشمندان شبیه آن است که آن ها با خواندن یک نوشته ، سعی کنند برایش قواعد گرامری تدوین کرده و یا مشخص کنند که آیا قواعد دستور زبانی در آن رعایت شده است یانه. علوم طبیعی، آزمودن دستخط طبیعت، برپایه قوانین طبیعت و نیز یافتن خود این قوانین است. دانشمند علوم طبیعی، با وجود توجه دقیق به اجزاء جمله و دستور زبان، مانند درستی صرف و نحو و جمله بندی و توجه به غلط املایی، لاکن تصویر کلی متن کتاب را از دست می دهد. شما می توانید جمله ای از گوته را زیرو رو کرده وارزیابی کنید. فهمیدن گوته اما نیاز به فاصله گرفتن از اجزاء نوشته و مشاهده و درک کلیت اثر او دارد. هرچند گرامر هم در این میان مهم است ولی نانوشته هایی بین سطورهستند که با خواندن آن ها می توان به پیام نویسنده کتاب پی برد.و این کار ، یعنی تحلیل فلسفی جهان به هیچ وجه از عهده فیزیک بر نمی آید. اینجا بحث هدف و معنی در میان است. فیزیک می تواند قواعد اونیورسال را به ما عرضه کند ، ولی از معنی کردن آن عاجز است".

به یاد مسعود دلخواسته

امروز در فیسبوک افتخار آشنایی با دوست عزیزی را پیدا کردم که تصویر هم محلی سابقم "مسعود دلخواسته "را که در آذرماه 1357، جلوی چشمان من و دیگراهالی محل به شهادت رسید، به عنوان عکس پروفایل انتخاب کرده اند.با سپاس ازایشان ،من هم حداقل برای ادای حق بچه محلی، با بیان حادثه ای که شاهدش بودم، یاد او را گرامی می دارم:

بحثی فیس بوکی در باره اتحاد شوروی و سوسیالیسم

دوست عزیز و آگاه فروغ اسدپور، در فیسبوک خود سوالی مطرح کردند که برپایه آن دیالوگی بین ایشان و من صورت گرفت. متن این گفت و گو را در این جا می خوانید:

خوکچه های آزمایشگاهی "سیا"!

"مطابق اسناد ،"سیا" نه فقط زندانیان را شکنجه کرده، بلکه به روی آنان( مانند خوکچه های آزمایشگاهی) آزمایش های دارویی هم انجام داده است. شکنجه های سیا مانند ایجاد احساس خفگی با آب، آزار جسمی،تهدید به تجاوز جنسی،بیخوابی دادن ،اعدام ساختگی و...بخشی از اقدامات "سیا" با اسیرانش بوده است. بخش مهمترانجام آزمایشات دارویی، بدون اطلاع ورضایت زندانیان بر روی آن هااست".

به یاد مرتضی کیوان

دیروز17 خرداد در تهران مراسم بزرگداشت خانم پوری سلطانی، همسر شهید مرتضی کیوان ، با حضور خود او، سایه و ادب دوستانی دیگر برگزار شد. با دیدن این خبر در فیسبوک ، به یاد اولین بزرگداشت علنی مرتضی کیوان،اوایل انقلاب در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران افتادم. در این مراسم خانم پوری سلطانی در حالی که اشک میریخت از همسر شاعر وادیب خود سخن گفت. گفتار او آنچنان گرم وپر احساس بود که هرگاه به یاد می آورم از خود می پرسم: این چه عشقی است در سینه او که با گذشت بیست و اندی سال از شهادت کیوان، آنچنان از او می گفت که گویی همین امروز او را از دست داده است!

نوام چامسکی:"آمریکا خطرناک ترین دولت تروریستی جهان است"!

چامسکی بار دیگر در مصاحبه ای با "یورونیوز"، با اشاره به عملیات جنگی هواپیماهای بدون سرنشین دولت اوباما، خاطر نشان کرد که : بدین وسیله ارتش آمریکا انسان هایی را می کشد که تنها مورد شک قرار گرفته اند که خطرناک هستند.

"سیا": تامین کننده امنیت یا تهدید کننده آزادی؟!

"ران پاول"، کاندید سابق ریاست جمهوری و نماینده سابق کنگره آمریکا در مصاحبه خود ، "سیا" را بزرگترین تهدید برای آزادی مردم آمریکا و آن را" دولت درسایه غیر قابل مهار" می نامد.

70 مین سالگرد پیروزی بر فاشیسم!


9 مه ، 70مین سالگرد پیروزی بر فاشیسم بر وجدان بیدار بشریت فرخنده باد!

این پیروزی به بهای جان 27 میلیون انسان اتحاد شوروی میسر شد.