بحران سوریه از نقطه نظر جغرافیای اقتصادی!

مقاله فوق از "باریس الستار"، در تاریخ 12.08.2016 در نشریه روسی "ژئو انرژتیک" منتشر شده است. ترجمه بخش های مهم مقاله: منطقه ای که سوریه در آن قرار دارد جای عجیبی است. سوریه تا شروع ناآرامی ها از منابع سوختی خود برای مصرف داخلی استفاده می کرد. همسایه آن ترکیه نه نفت کافی و نه گاز دارد؛ عراق که نفت و گاز دارد پس از "دمکراتیزه" شدن به شیوه آمریکایی گرفتاردولت ضعیف و تروریسم است؛ لبنان هم در عرضه مواد سوختی حرفی برای گفتن ندارد. در سال 2009 مصرو ترکیه توافق کردند که "خط لوله عربی" با عبور از سوریه به ترکیه برسد تا به خط لوله "نوباکو" وصل شود. خط لوله ای که قرار است گاز را از دریای خزر به اروپا برساند تا به عنوان آلترناتیو صدور گاز روسیه به اروپا عمل کند.
در این هنگام تحرکات منطقه ای بلافاصله آغاز شد و به عنوان مثال بلغارستان و مصر در آوریل همان سال قراردادهای مقدماتی در این رابطه امضا کردند و در ماه ژوئن بلغارستان از شرکت در طرح" جریان جنوب" ارسال گاز روسیه به اروپا اعلام انصراف کرد. قطر در همین زمان به مصر و سوریه پیشنهاد می کند که گاز خود را با عبور از این کشور به"خط لوله عربی" و "نوباکو" در ترکیه برای صدور به اروپامتصل کند.قطر در این مورد با عربستان سعودی و اردن هم برای عبور خط لوله اش تا ترکیه به توافق می رسد. برای قطر که حمایت عربستان را هم با خود داشت، صدور گاز خود از منابع غنی هیدروکربن "پارس شمالی" در خلیج فارس یک موفقیت بزرگ محسوب می شد.بخش "پارس جنوبی" هم به ایران تعلق دارد. ذخیره نفت ایران در این قسمت حدود 18 میلیارد بشکه و ذخیره قطر 27 میلیارد است. ذخیره گاز ایران در پارس جنوبی ولی حدود 14.2 تریلیون متر مکعب در مقابل 13.8 برای قطر می باشد. البته هرکدام از دو طرف که زودتر دست به استخراج بزنند سهم آن دیگری را هم به سمت خود سرازیر می کنند. استفاده از منابع پارس شمالی ، سهم ایران را هم که آن زمان در تحریم غرب بود، می بلعید. از طرفی ارسال هرچه بیشتر این گاز توسط قطر به اروپا برابر بود با کم شدن سهم شرکت"گاز پروم" روسیه به اروپا و دمیدن خون به رگ های "نوباکو" که بخاطر ناچیز بودن منابع گاز عملیاتی شدنش به تاخیر می افتاد. نتیجه آن که در این میان موقعیت قطر در ترکیه و سوریه و موقعیت ترکیه در برابر روسیه مستحکم می شد. ترکیه 63 درصد گاز مصرفی خود را از روسیه وارد می کند. بشار اسد شیعه مذهب ولی یک متحد منحصر به فرد در منطقه دارد و آن ایران شیعه مذهب است. پس از سرنگونی صدام حسین هم در عراق ، اکثریت شیعه در این کشور قدرتمند شدند. حال مشخص شده است که در همان سال 2009 همزمان با پیشنهاد قطر، ایران هم به سوریه پیشنهادعبور خط لوله داده است که بهتر است آن را "خط لوله شیعی" بنامیم.خط لوله ایران از پارس جنوبی واز طریق عراق و اضافه شدن گاز این کشور به آن از طریق سوریه ،و نه ترکیه ، وعبور از سواحل مدیترانه ، امکان صدور به اروپا را می یافت. ترکیه در صورت موفقیت طرح قطر می توانست به همراه "خط لوله عربی" و "نوباکو" ، به مرکز ترانزیت انرژی تبدیل شود. در ضمن اروپائیان هم چون از اسد خوششان نمی آید،آن را ترجیح میدادند. با اینحال انتخاب بشار اسد چیزی نبود جز "آری" به ایران و "نه" به قطر. نکته ظریف در این میان آن که جواب رد به قطر داده شد ولی با ایران هم در سال 2009 قراردادی امضا نگردید. اسد ولی متحد دیگری هم بنام روسیه دارد که صدور گاز ایران به اروپا در برنامه هایش جایی نداشت. اسد در این میان به سمت ایران متحد هم خون و دارای دشمن مشترک اسرائیل می رود ویا راه چاره ای در جهت برنامه های روسیه، جدا از مساله گاز می یابد؟ از قرار معلوم او همین راه دوم را برگزیده است. در سال 2009 در فلات سوریه منابع سوخت کشف می شود و در سال 2011 به مشتریان سوریه معرفی می گردد. در این سال در زمینی به مساحت 2900کیلومتر مربع در مرز با لبنان منابع نفتی با نام "جبل نفت" کشف شد که حدود 3 تا 17 میلیارد بشکه مقدار آن تخمین زده می شود. سرمایه ای که میتواند وضع سوریه را تغییر دهد.البته با این شرط که همسایه های آن تفاهم نشان دهند. سوریه با لبنان مشکلی ندارد. این دو کشور در ژوئن 2011 ، در شهر بوشهر با ایران تفاهم نامه فنی سه جانبه ای را جهت ساختن "لوله گاز اسلامی" به امضا رساندند. نقش روسیه چیست ؟ در تاریخ 23 دسامبر 2013 سوریه جهت اکتشاف و تحقیق در منطقه "جبل نفت" با شرکت خصوصی "اتحاد نفت و گاز" روسیه قرارداد می بندد و این شرکت ریسک کار در شرایط جنگ داخلی و ورشکستگی اقتصادی را می پذیرد. آنچه پس از "نه" گفتن به قطر بر سر منطقه آمد را مدتهاست به وضوح می بینیم:تشکیل و تقویت گروه داعش برای اشغال کرن مسیر لوله قطر در عراق و سوریه ومبارزه با اسد. دلیل این اقدامات روشن است: - موضع قطر:اسد باشد، "خط لوله قطر" نیست؛ اسد نباشد، "خط لوله قطر"خواهد بود. موضع ترکیه هم همین است. برداشت ایران هم همین است. موضع روسیه هم روشن است: اسد باشد، "جبل نفت" هست ؛ اسد نباشد، "جبل نفت" هم نخواهد بود. در "جبل نفت" با قیمتهای کنونی، نفتی به ارزش 60 تا 280 میلیارد دلار وجود دارد. بنابراین نق و نال های داخلی در موردهزینه های حضور نظامی روسیه در سوریه، از نگاه "ژئواکونومیک" هم منطقی نیست. صحبتی ار تاثیرات نظامی و سیاسی این حضور هم نمی کنم زیرا این یک تحلیل درچارچوب "جغرافیای اقتصادی" است. در اوت 2014 شرکت "اتحاد نفت و گاز" به دلیل خطرهای موجود به کار خود خاتمه داد و "شرکت روسی دیگر"ی جایگزین آن شد. حال اگر جنگ تمام شود و اسد در قدرت بماند مساله گاز ایران چه می شود؟ و اصلا ارسال گاز ایران به اروپا چه حاصلی برای روسیه دارد؟ در این رابطه نگاهی به رابطه ایران و روسیه بیاندازیم: کسی فراموش نکرده است که بعد از انقلاب اسلامی ایران، اگر آمریکا "شیطان بزرگ" معرفی می شد ، روسیه هم بخاطرروابط با عراق ومسائل افغانستان ، "شیطان کوچک" محسوب می شد. حال این رابطه چگونه است: در سال 2014 به عنوان مثال قرارداد ساختن 8 نیروگاه اتمی بین شرکت "روس اتم" وایران امضا شد.ویا در باکو قرارداد استفاده از کریدور ترانزیتی سه کشور به امضا رسید. در عناوین خبر ها هم آمده بود که ایران حدود 8میلیارد دلار اسلحه از روسیه می خرد و... من نمی خواهم بگویم که ایران متحد وفادار و پایداری برای روسیه خواهد بود ولی همین امروز اقدامات ایرانی ها در کمک به غلبه بر تحریم ها علیه روسیه جای تشکر دارد. اسد با حمایت روسیه در قدرت باقی خواهد ماند و طبق برنامه به داعش ، تا نابودیش ، ضربه خواهد زد. منتهی این پیگیری موجب نابودی زیرساخت های کشورمی شود. تاکی این وضعیت ادامه می یابد، معلوم نیست. در سوریه وضعیت به هرطرف بچرخد سواحل کشور زیر کنترل اسد و نیروی دریایی و هوایی روسیه باقی می ماند. در حال حاضر درجراید صحبتی از این که آن "شرکت نفتی دیگر" روسی در سوریه مشغول به کار شده است یا نه ، دیده نی شود. از پاییز 2014 هم دیگر خبری از"جبل نفت" نمی شنویم.گاه نبود اطلاعات خود پژواکی بلند تر از شایعات دارد. چرا آمریکا از ساخت "خط لوله اسلامی"(شیعی) جلوگیری می کند؟ زیرا وجود منابع و امکانات متعدد صدور گاز به اروپا، موجب تقویت موضع اتحادیه اروپا می شود. اروپا متحد آمریکاست ولی قدرت اقتصادی رقیب آمریکا هم محسوب می شود.آمریکا به رقابت اروپا با خود نیازی ندارد بلکه تلاش می کند که این اتحادیه را به امضای قرارداد بدنام "تجارت آزاد"(ترانس آتلانتیک) با خود وادار کند. داعش در حال حاضرمانع صدور گاز ایران به اروپاست. حضور روسیه در سوریه هم مانع صدور گاز قطر به اروپا شده است. چرا قرارداد روسیه با ترکیه بر سر "جریان ترکی" متوقف شد ؟ لجاجت اردوغان باعث این کاربود. ترکها می خواستند گاز روسیه را بخرند و خودشان به اروپا صادر کنند."اسد نباشد، خط لوله قطر هست"، برای ترکیه این امکان را فراهم می ساخت که به مرکز ارسال گاز به اروپا بدل شود. واین یک دورنمای جالب برای ارضای قدرت طلبی ترکیه بود. روسیه نه فقط در این رابطه بی سروصدا گفتگوها در مورد"جریان ترکی" را متوقف کرد بلکه قاطعانه نشان داد که سرنگونی اسد نه توسط داعش و نه توسط"اپوزیسیون معتدل" اتفاق نخواهد افتاد. تلاش ترکیه همچنین برای متقاعد کردن ایران به ساخت لوله گاز تکمیلی بی نتیجه ماند. اینک خط لوله ای از "پارس جنوبی" به پاکستان وجود دارد که نزدیکتر از ترکیه است ونیز از بازار 200میلیون نفری بهره میگیرد و حق ترانزیتی هم پرداخت نمی شود. از اروپا هم با "بسته انرژی سوم" و مسائل دیگرش مثل حقوق بشرخبری نیست.ایران بدون خط لوله دیگرهم با ترکیه روابط خوب دارد. روسیه در ضمن وعداه داده است که طرح تبدیل گاز منطقه شمال ایران را که امکان بهره برداری از منابع دریای خزر را میدهد، بررسی کند. پرداخت های ایران هم به روسیه می تواند بدون استفاده از دلار و یورو صورت گیرد. ایران حاضر است که بجای ارز از گاز پارس جنوبی به حساب روسیه صادر کند.اردوغان "خط لوله اسلامی" را در کنار "خط لوله عربی" و خط جداگانه گاز از ایران را در کنار"جریان ترکی" می خواست. غرب به ترکیه پیشنهاد پرداخت هزینه های اسکان پناهندگان در این کشور و بررسی لغو ویزا را داده بود تا با روسیه ای سرشاخ شود که تامین کننده 63 درصد گاز مورد نیاز اوست وحاضر است برایش نیروگاه اتمی بسازد. وعده سرخرمن پرداخت پول هم به دولت ترکیه داده شده بود. با این وجود اردوغان تصمیم گرفت که آقا خودش باشد. ترکیه باز دوست و متحد روسیه؟! در این مورد باید جانب احتیاط را از دست نداد. ترکیه از جمله کشورهایی است که با تجهیزات نظامی قدرتمند چون هواپیما، تانک ، راکت ، خمپاره انداز و...ادعاهای خودش را در زمینه "ژئوانرژی" دارد. این تجهیزات در این ارتباط مهمند ولی به شرطی که چیزی باشد تا در باک آن ها ریخته شود. 
لینک مقاله

۱ نظر:

Blogger گفت...

eToro صفقات التداول المفتوحة في 227,585,248

eToro هي السوق الرائدة للجيل التالي من المتداولين والمستثمرين. بإمكانك تحقيق أرباح مباشرة من خلال التداول عبر الإنترنت وقيادة خمسة ملايين متداول اجتماعي حول العالم، والحصول على الأموال باعتبارك تمثل جيلاً جديداً من مدراء الصناديق عندما ينسخ الآخرون استثماراتك.