تن فروشی و اخلاق !

خلاصه مصاحبه روزنامه آلمانی"ٰTages Anzeiger"( 27.11.2013 ) با خانم فیلسوف  "سوزانه  شمت کامپ" ، درباره "مسائل اخلاقی و فحشا".

"ممنوعیت فحشا موجب تضعیف استقلال تن فروشان می شود!
-آیا ممنوعیت فحشا از نظر فلسفی قابل قبول است؟
-چنین ممنوعیتی زمانی قابل قبول است که تن فروشی با نقض حقوق انسانی و کرامت زن همراه باشد.
-چه وقت کرامت زن آسیب می بیند؟
-وقتی که زن تن فروش تحقیر و غارت شود و علی رغم میلش فقط به عنوان وسیله و کالا مورد استفاده قرار گیرد. به عبارت دیگر وقتی که عزت نفس زن آسیب ببیند. کانت می گوید که کرامت آدمی کالا و قابل خرید نیست تا بتوان آن را با چیزی معاوضه کرد.
-بدین ترتیب تن فروشی کاری غیراخلاقی است و یا این که فقط زمانی غیراخلاقی است که زن برخلاف میلش به چنین کاری مجبور شود؟
-ما بایدبین تن فروش مجبور و مختار تفاوت قائل شویم.تن فروشی اجباری مانند کار اجباری از نظر فلسفی قابل دفاع نبوده و غیر اخلاقی است. در اینجا زن بدون رضایت خود، وسیله ارضای تمایلات جنسی دیگران می شود و کرامتش آسیب می بیند، زیرا مستقلا در این رابطه تصمیم نگرفته است. البته به نظر کانت تصمیم مستقل زن هم دراین وضعیت، تن فروشی را اخلاقی نمی کند زیرا زن خودش را به چشم یک کالا نگریسته و خود به کرامت خویش آسیب رسانده است. نظر کانت در چنین مواردی سختگیرانه است و در حال حاضر هم برخی فمینیست ها به او استناد می کنند.
- در این مورد شما به عنوان فیلسوف زن مدرن چه نظری دارید؟
-اگر استقلال و حفظ عزت نفس زن تن فروش تضمین شود ، که در موارد زیاد چنین نیست،آنگاه فاحشه گری نقض کرامت انسانی نیست.من البته نمی خواهم برله یا علیه ممنوعیت فحشا موضعگیری کنم ،زیرا این مشکل چند سویه تر از آن است که بتوان با قاطعیت در باره اش حکم صادر کرد.ولی من با برخی ممنوعیت های فله ای اعمال شده در جامعه مان مشکل دارم.
-آیا فحشای با اراده مستقل با حفظ عزت نفس سازگاری دارد؟
-کاسبی کردن انسان با بدنش فقط به تن فروشی محدود نمی شود بلکه همچنین به عنوان مثال در فوتبال و ورزش های دیگر ، در هنرپیشگی و مانکنی هم صورت می گیرد.در چنین مواردی نمیگوییم که شخص عزت نفسش را از دست می دهد.توالت شورها وزباله برها هم ممکن است از طریق نگاه و تفسیرهای تحقیرآمیزو یا بخاطر درآمد کم، عزت نفسشان آسیب ببیند، ولی چنین مشاغلی کرامت آدمی را برباد نمی دهند.
-جاکشی هم با این حساب غیراخلاقی نیست؟
- وقتی که تن فروشی داوطلبانه غیراخلاقی نباشد ،کارمدیر فاحشه خانه ای که با کارمندانش رفتاری مناسب دارد و حقوق آنها را می پردازد نیز غیر اخلاقی تلقی نمی شود.
-  حق اختیار بدن با تحدید و کنترل تجارت سکس تامین شدنی است و یا با غیرقانونی کردن آن؟
-تن فروشی اجباری اراده فردی را محدود و خدشه دار می کند.از طرف دیگر ممنوعیت هم ناقض استقلال فردی بسیاری از فاحشه هاست. زنی که آگاهانه و با اراده آزاد ، بدن خود را در معرض فروش می گذارد، عزت نفسش را از دست نمی دهد. در فاز سوم سریال دانمارکی "Borgen"(قلعه) درباره سیستم ممنوعیت فحشا در سوئد ، این مساله به شکل جالبی مطرح می شود:در یک پنل سیاسی ، زن فاحشه از جانب فمینیست ها پس از تحقیر شدن، بدون در نظر گرفتن استقلاش، یک قربانی  قلمداد شده و وسیله اثبات اهداف سیاسی آنان قرار می گیرد.تن فروش می گوید که تنها پس از این رفتار است که او برای اولین بار احساس کثیف بودن را تجربه کرد.
- به ادعای آلیس شواتزر(فمینیست مشهور آلمانی و سردبیرمجله "Emma") تن فروش، انسانی است مجبور و خودش می تواند از این حقیقت بی خبر باشد، زیرا جامعه مردسالار ما این خودآگاهی را از او گرفته است.
- مسلما جامعه ما با وجود همه پیشرفت هایی که در جهت برابری مردو زن در کار و یا تربیت "پدران نو"( مردانی که در خانه و بچه داری به همسرانشان کمک می کنند) داشته است ، هنوز هم تحت تاثیر مردسالاری قرار دارد و نیازمند تلاش های بیشتری در این راه است، ولی ما به قدر کافی زنانی داریم که در باره زندگی خود به طور مستقل تصمیم می گیرند. نظری که زنان را در نقش قربانی صرف ترسیم می کند، اراده مستقل زنان را به حساب نمی آورد.این یک بحث تقریبا تک بعدی است که به عنوان مثال در رابطه با حجاب از جانب زنان مسلمان هم مطرح می شود: جایی که اراده پایان می یابد، اجبار آغاز می شود.
- وظیفه دولت در رابطه با فحشا چیست؟
- دولت باید جلوی باند های تبهکار را بگیرد و به زنانی که از کشورهای دیگر به اینجا قاچاق می شوند دورنمای روشنی ارائه نماید. باید ، نه تنها ولی بخصوص افرادی که در ارتباط با تن فروشان خردسال هستند، مجازات شوند.از نظر اخلاقی آن افرادی هم که با زنان به زورتن فروش شده سروکار دارند و گاه آن هارا درخیابان  با اندک لباسی درزمستان سرد، به نمایش وادار می کنند، شریک جرم محسوب می شوند.
- آیا در پس رشد حمایت از ممنوعیت تن فروشی، نوعی تعصب مذهبی قرار ندارد؟
- چنین تعصبی همیشه در محافل محافظه کار وجود داشته است، ولی جامعه ما در مجموع روز به روز آزادتر شده است. من در این ارتباط نوعی بنیادگرایی نوین نمی بینم، بلکه حساسیت هایی در مقابل بی عدالتی از طرف بسیاری از زنان به چشم می خورد. من می خواهم به  یک  دوگانگی اخلاقی  اشاره کنم:از یک طرف اگر تن فروشی ممنوع شود و همزمان تصویری قدیمی بار دیگر از زن احیا  گردد که مرد به چشم زیر دست به او بنگرد و برعکس  از طرف دیگر  "کال بوی" و مردانی که تن خود را به زنان می فروشندٰ پذیرفته شود، آنگاه می توان این مردان را مستقل و خبره نامید و زنانی را که به این مردان مراجعه می کنند، قابل ترحم ارزیابی کرد؟ در اینجا هم عدم تقارنی در رفتار مردان و زنان حاکم است. نتیجتا "کال بوی" هم باید ممنوع شود.
-کسانی هم هستند که در مواردی خاص در زندگی زناشویی،  به عنوان تن فروشان دراز مدت تعبیر می شوند.
- روابط قدیمی نامتقارن زیادی وجود دارند که در آن مردان پول درمی آورند وزنان کمابیش وابسته هستند ومن شک دارم که زن ها واقعا در یک تبادل اقتصادی تن خود را واگذار می کنند. از این رومرد و زن در روابط زناشویی سنتی باید باور کنند که آن ها با همه این احوالات مختارند واز روابط جنسی لذت می برند و فقط به ایفای وظایف همسری مشغول نیستند.مسلما این که تن فروشی چیست ، سوال جالبی می تواند باشد. در روابط یک شبه هم ارضای جنسی در مرکز اهمیت قرار دارد و غالبا اتفاق می افتد که در ملاقات ، یکی از طرفین پول خرج می کند.آیا می توان گفت که زن در ازای یک کوکتل خود را واگذار می کند ویا مرد تنها برای آن می پردازد که در مقابل رابطه جنسی بگیرد؟ تفاوت در تن فروشی داوطلبانه درموارد زیاد آن است که به عنوان مثال هردو نفر یکدیگر را براساس جذابیت انتخاب کرده اند". (پایان مصاحبه)
ملاحظاتی درباره این مصاحبه:
-در سرمایه داری این سود و زیان مادی ونه اخلاقی است که توجیه کننده دادو ستد وتجارت است. البته چه بهترکه کسانی توجیه اخلاقی هم برای تسلی وجدان انسانی برای آن ها بیابند.
-تجارت سکس، شامل فحشا وپورنوگرافی سالانه میلیاردها دلار سود به جیب سوداگران می ریزد. دغدغه خاطر دولت های سرمایه داری، کنترل و نظارت کامل ، به منظور اخذ مالیات،  بر این تجارت است.
- سالانه 3.5 میلیون زن ودختر جوان، تنها از شرق آسیا به جهان سرمایه داری صادر می شوند.تحقق این بردگی جنسی برپایه فقر ومحرومیت استوار بوده که مقصرآن هم نظم سرمایه داری حاکم بر جهان است که موجب انباشت سرمایه در یک سو و فقر در سوی دیگر می گردد.
- بردگان جنسی اگرهم به زبان آورند که داوطلبانه و با اراده آزاد به فحشا روی آورده اند، باز قید بردگی شان را می توان دید و آن را با هیچ فلسفه بافی نمی توان اخلاقی کرد.
- معیارهای اخلاقی را همیشه به کمک ترازوی منطق و استدلال نمی توان تغییر داد. وگرنه این سوال هم مطرح خواهد شد که چرا عورت خود را می پوشانیم؟
چندی پیش از یک کانال  تلویزیونی آلمان فیلم مستندی بدین شرح پخش شد: یک دختر جوان برزیلی ساکن آلمان، پس از آن که شوهرآلمانیش از او جدا شد، در یک "بار" به عنوان رقاص به کار مشغول می شود. پس از مدتی برای  آن که صاحب بار و مشتریان از او انتظاراتی بیش از یک رقاص داشتند، از دامه کار خودداری کرده و برای دریافت کمک به اداره کارمراجعه می کند. در آنجا ولی از ارائه خدمات به او خودداری می کنند و دلیل ارائه شده از جانب وی برای ترک محل کار را غیرقابل قبول می نامند.یکی از کارشناسان در بحث خود پس از پخش فیلم سرگذشت این دختر، گفت که فاحشه های رسمی هم نمی توانند بخاطر نوع کاراستعفا دهند وسپس روی کمک اداره کار حساب کنند.
پدیده جالب دیگری که گاه در رسانه ها مورد بررسی قرار می گیرد، آن است که برخی از دانشجویان دختر، ظاهرا برای لوکس تر زندگی کردن و تامین مخارج سفرهای سیاحتی خود در ایام تعطیلات ، اقدام به تن فروشی موقت می کنند.
-با وجود آن که مساله فحشا یکی از معضلات بارز جامعه فعلی ایران است ولی جای بحث و بررسی آن در وسایل ارتباط جمعی داخلی خالیست و هنوز هم با آن "امنیتی" برخورد می شود.
         

۶ نظر:

ناشناس گفت...

با تشکر از مطلب فوق،کاملا بدیهی است که اگر تن فروشی با انگیزه کسب درآمد مالی باشد،بدین معناست که از روی نیاز بوده و جمیع شرایط اقتصادی و اجتماعی فرد را برای امرار معاش به این مسیر سوق داده است.با قبول این فرض باید بپذیریم که فرد خود را برای تن فروشی ناگزیر میدانسته چراکه گزینه ی مناسبتری برای انتخاب نداشته است.بنابراین حتی اگر فرد اذعان نماید که در این انتخاب خود تصمیم گیرنده بوده است پذیرفتنی نیست.تنها زمانی میتوان این ادعا را پذیرفت که شخص به واقع از تن فروشی خود لذت برده و یا انگیزه ای بیش از منافع مادی داشته باشد(مثل رسیدن به یک موقعیت بالاتر اجتماعی و شهوت قدرت)در اینصورت دیگر نمیتوان آن را در ردیف حرفه ی تن فروشی قرارداد،بلکه باید آن را بعنوان یک روش برای رسیدن به یک هدف خاص در نظر گرفت که فرد با آگاهی و اختیار آن را انتخاب نموده و عاملی بیرونی در این انتخاب دخالت نداشته است.

ناشناس گفت...

دوست عزیز
ممنون از مطالبی که از روزنامه های قدیمی در اختیار ما گذاشته اید. آن بخش که مربوط به تاریخ حزب است با توجه به عناوین کار را برای مطالعه راحت کرده است اما در بخش بریده جراید عنوان نکرده اید با جه موضوعی مطالب را دست چین کرده اید و با توجه به تعدد فایلها جستجو و استفاده کمی دشوار است. کاش در این زمینه راهنمایی و توضیحی بدهید تا بیشتر ممنون شویم.
دست شما درد نکند

Khosro Sadri گفت...



با تشکر
در ابتدای کار صفحاتی را که مطالب جالبی داشتند منتشر می کردم ولی دوستان از من خواستند که روزنامه و مجله را در حد امکان کامل رو صفحه بگذارم. و برای همین بی نظمی وجود دارد. الان هم راستش مانده ام که انبوه مجلات قدیمی را که تازه اسکن کرده ام با چه نظمی منتشرکنم.

پوریا گفت...

جناب من همونی ام که تو مطلب مربوط به دکتر هلاکویی دو تا پیام آخر رو گذاشتم. از این به بعد با نام پوریا پیام می ذارم.
ما یه استاد جامعه شناسی داشتیم که می گفت برخی فاکتورها همواره باید در یک جامع باشه مثل دزدی، فحشا و... و نمیشه حذفشون کرد.تاریخ دون ها اثبات کردن که مثلا فاحشه گری قدیمی ترین شغل دنیاست.به نظر من این ربطی به این نداره که کشورهای سرمایه داری عامل این قضیه باشن.شما فرض کن در جامعه خود ما خب یه عده از روی فقر این کار رو می کنن.خب حالا چرا ما نمی گیم که مثلا سرمایه دارای ایرانی سبب ساز این امر شدن؟
ضمن اینکه مطالب جالبی می نویسید که واقعا ارزش خوندن رو دارن و من هم سعی دارم همشون رو بخونم.ولی یک سوال خیلی خیلی اساسی تر برام مطرح شد اونم اینکه چرا شما وقت خودتون رو می گذراید تا این روشنگری ها رو انجام بدید؟ببینید اگر شما یک طرفدار سرمایه داری بودید که علیه کمونیسم می نوشتید من می گفتم که به خاطر سود و زیان مادی این کار رو می کنید ولی حالا که می دونم برعکسه اینه، لطفا دلیلش رو بگید.
ممنون

Khosro Sadri گفت...


با درود به پوریا
دلیلش این است که من عدالت خواه هستم و تحمل دیدن ظلم را ندارم. ضمنا در شوروی که من چند سال زندگی می کردم،فحشا وجود نداشت. در سوئد هم که بودم ، فحشاء غیر قانونی بود.

پوریا گفت...

ببین جناب همچین یه جوری می فرمایید که در شوروی فحشا وجود نداشت که انگار خدا بودید اون جا یا رئیس آمار شوروی بودید! آدم دلش می خواد کلشو بکوبه به دیورا. تو مملکتی که به قول خودتون خیلی راحت اسناد تاریخی جعل می کردن یا می تونستن مثل کتاب "۱۹۸۴" هویت حتی برادر ارشد رو از صحنه روزگار محور کنن، کاری داشته که آمار رو دستکاری کنن. راستی شما اونجا شغلتون همین روزنامه نگاری بود؟